در ریزه ریزه هایی شکسته می شوم
انتظار غریبی با چشم من در تو اتفاق می افتد
آنتومی غزیبی از حضرت آدم
و ناخلف باشم اگر ... از خودم بالا می آورم
و در گندمی که خوشه دویده دانه دانه می شوم
این روزها که به سمت روزهایی می دوند
دارد در من اتفاق می افتد
اتفاق می افتد دارم با دهان تو حرف می زنم
با پای تو راه می روم
این روزها به سمت روزهایی می روند
دارند اتفاق می افتند
"پرزاله"
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم فروردین ۱۳۹۷ ساعت 9:27 توسط حسن سهولی
|
دانش آموخته ی زبان و ادبیات فارسی