فکرش را هم نکن
دوربینش
حافظه ی دقیقی دارد.
از کار بندازیمش ؟
فکر رمز باش
ثانیه ها می گذرند
و انگشت آرامشش
باز شدن رویاست .
چشمی اگر جنبید
یا صدایی اگر خاست ...؟
بنگ
بنگ
بنگ
بی فوت وقت
.
.
.
تمام شد
و خون
لکه های دیوار بود
خرده های شیشه .
تابستان 1389
خوانش شعر محمدعلی حسنلو
چینش واژه ها در شعر،رابطه ی افقی برای پرورش معنا درهر گزاره به طور معمول را پرورده است.و کنش های دستوری را به شکل نیمه گفتاری اداره می کند، اما در سطح عمودی اندکی پیچیده ومبهم است که البته فضای برخاسته از شعر برای رویکرد معنا اندکی پیچیدگی و ابهام زدگی می خواهد اگر این ابهام وپیچیدگی در هر دو سطح موازی پیش برود شعر در تعامل با جوانب خود متعادل است وساختار وفرم شعر هم تابع همین عوامل در دوسطح با زیر مجموعه های متنی ولفظی خود قرار می گیرد.
زبان این شعر زبان محتاط شبه گفتمان است که مخاطب را به ایستگاه های گاه به گاه تصویری می کشاند وانسجام شعر را در برخی گزاره ها بیشتر در سطح افقی وجا جایی در هردو سطح افقی وعمودی رقم می زند.
اما شعر در هر دو سطح در سه جمله اول دقیق ومنسجم است وزبان بسامانی دارد ولی با علامت سوال اختیار تصویری مخاطب را به هم می زند واگر خواننده خود علامت سوال تصور می کرد ویا نمی کرد رابطه ی تصویری بیشتری القا می گردید این علامت فقط یک ایستگاه متنی تصویری به مخاطب می دهد.
اما نیم تنه ی شعر همان زبان شروع را دارد ولی با روانگردانی راوی ،روایتگر چند تصویر بدیع است و منسجم تر از شروع رقم می خورد اما پایین نیم تنه حرف "یا" در چشمه ی الک این انسجام گیر افتاده است که می باید از دیواره ی شعر سقوط می کرد البته به کار بردن واژه ی "خاست" به عنوان فعل به این انسجام ویگانگی آسیب زده است که در وجه رایج وامروزیش کار را زیباتر جلوه می داد . این ویژگی زبان است که یک "واج" ویا "تکواِژ" معنادار یا معنا ساز ویا رابط درمعنا وساخت در زنجیره ی کلام به دلیل گستردگی وزایایی زبان به انسجام ویا عدم انسجام کمک می کند.
پایان بندی شعر هم مانند شروع آن منسجم است البته هدایت مخاطب به سوی سپید خوانی در وجه بصری شعر هر چند تصویر زا است اما دربعد انتزاعی شعر باید سنجیده تر عمل کرد زیرا عدم رعایت فضای دیداری به شکل مطلوب وهماهنگ ، آفت فضا وتصویر است
دانش آموخته ی زبان و ادبیات فارسی